من بنا نداشتم که در این وبلاگ مطالب سیاسی بنویسم چون نتیجه ای ندارد. به حرف خیلی بزرگ تر از ما توجهی نمی کنند چه برسد به ما. حقیقت این است که خواندن اخبار داخلی برای من چه نتیجه ای جز ناراحت شدن داشته است؟ علیرغم اعتراف به این واقعیت ولی باز به خواندن اخبار داخلی ادامه می دهم به صورتی که کلا به صورت یک عادت روزانه در آمده است. اگر هم بخواهم این عادت را ترک کنم باز هم خیلی سخت است هم از لحاظ این که ترک عادت سخت است و هم از لخاظ این که شاید در Facebook نزدیک نیمی از مطالب سیاسی است و خواه ناخواه به ایت سمت کشیده می شوی. دوست هم ندارم و منطقم هم نمی پذیرد که به facebook سر نزنم چون فوایدش برای من آن قدر هست که به مضراتش فعلا بچربد. به همین خاطر موضوعی که می خواهم در باره اش بعدا بنویسم یک مطلب سیاسی است که خیلی وقت است به ذهنم رسیده است. آن چه در پی می آید نشان دهنده ی نحوه ی تفکرات من نیست بلکه تناقضاتی است که به نظر می رسند.
چه کسی شخصیتش را پاره کرد؟
در هفته های گذشته موجی در کشور به راه افتاد راجع به این که چه کسی عکس رهبر فقید انقلاب را پاره کرده است و این عمل از چپ و راست محکوم می شد. به خصوص جناح حاکم هم می خواست روی این حرکت موج سواری کند. اجازه دهید ببنیم که این جناح تندرو چه شخصیتی از وی ارائه می دهند تا این گونه برای پاره شدن عکسش مرثیه سرایی می کنند:
* شخصیتی که حتی نتوانسته یک نوه ی درست و حسابی تحویل جامعه دهد از سید حسین و سید حسن (1) و سید یاسر گرفته تا علی اشراقی (2). حتی شاگردان برجسته اش هم مثل آیت الله مطهری و بهشتی هم فرزندان شایسته ای تحویل جامعه ندادند.
* شخصیتی که بسیاری از افراد بسیار نزدیکش یا دزدند یا خائن یا نفهم. از مرحوم آیت الله منتظری (که حاصل عمرش بود) (3) و هاشمی رفسنجانی بگیر تا مرحوم توسلی و برادران انصاری و کروبی و صانعی و محتشمی پور و خویینی ها و حتی اخیرا هم موسوی اردبیلی که کم کم اگر احتیاط نکند دارد به لیست فحش خورندگان اضافه می شود. شما چه برداشتی از شخصیت کسی دارید که دزدها و وطن فروش ها و خائن ها ونفهم ها را دور خود جمع کرده باشد دارید؟
* شخصیتی که انتصاباتش هم مورد اشکال است و متوجه نبوده که چه افراد خائنی را انتصاب می کند. از مرحوم بازرگان (نخست وزیر دولت موقت) بگیر تا رفسنجانی (جانشین فرمانده ی کل قوا و اداره کننده ی جنگ) و محسن رضایی (فرمانده ی سپاه پاسداران).
* کسی که تحلیلی از اوضاع ندارد و تحت تاثیر دیگران است تا جایی که دیگران (هاشمی و رضایی و موسوی و خاتمی) می توانند به وی جام زهر بنوشانند. در ماجرای دفاع از نخست وزیر وقت هم تحت تاثیر یک نامه از محسن رضایی قرار می گیرد و در حالی که رییس جمهور وقت به حق به شدت مخالف وی بوده است، آقای خمینی به دلیل همین نامه به شدت از وی حمایت می کند و وی را به رییس جمهور تحمیل می کند.
* کسی که تحلیل هایش هم از اوضاع اشتباه بوده است:
1. در ماجرای کشتار حجاج که به شدت به دولت عربستان (و با ادبیات آن زمان دولت حجاز) می تازد و می گوید که اگر ما از صدام هم بگذریم از دولت عربستان نمی گذریم در حالی که باید گوش کروبی و دار و دسته ی وی را می پیچاند چرا که کرم از خود درخت بوده است و این ها بودند که به عربستان اسلحه فرستاده بودند (نتیجتا می خواستند تا دست به عملیات مسلحانه بزنند و دولت عربستان هم به حق از خودش دفاع کرده است)
2. در حالی که پدر محمد خاتمی وی را برای وزارت ارشاد مناسب نمی داند و وی را غرب زده می داند رهبر فقید انقلاب محمد خاتمی را فرزند فاضل و با تقوای خود می خواند.
3.دفاع از نخست وزیر وقت که شرح آن گفته شد و در حالی که دائما دولت وقت تخلف قانون اساسی داشته است باز هم تا انتها به شدت از آن حمایت می کند.
* کسی که حتی وصیت مکتوبش هم مبنی بر عدم دخالت بسیج و سپاه در سیاست اشتباه بوده است. (4)
تا آن جا که یادم می آید چیزهایی که به نظرم می رسید طولانی تر بود که الان یادم نیست و فکر کنم همین قدر بس باشد.
------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
(1) فاطمه رجبی : ملت برای سید حسن خمینی نه جایگاه سیاسی و نه جایگاه علمی و نه هیچ جایگاه دیگری قائل نیست.
(2) وی حتی در مرحله ی اول هم برای انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت شد. اگر چه بعدا در مرحله ی تجدید نظر صلاحیتش تایید شد.
(3) این تعبیر را بنیانگذار انقلاب فقط در مورد دو نفر به کار برده است، آیت الله مطهری و منتظری.
(4) علم الهدی : اين که ميگويند سپاه پاسداران و بسيج به عنوان نيروي نظامي نميتوانند در سياست مداخله کنند و آن را به امام نسبت ميدهند، حرف دشمنان خدا و جريانات فاسدي است که بسيج را سد راه خود ميداند. معناي اين که بسيج در سياست دخالت نکند، اين است که بسيج سکولار و بيدين شود، در صورتي که همه محور بسيج دين، ايمان و اعتقاد به خداست. امام(ره) هيچگاه چنين چيزي نفرمودند و شما حواستان جمع باشد که مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگيريد. (توضیح آن که عدم دخالت نیروی بسیج و سپاه به صراحت در متن وصیت نامه آمده است)
زهره الهیان نماینده ی مجلس هشتم در مصاحبه با عصرایران: ما نهادی مردمی مثل بسیج را یک نهاد نظامی نمی دانیم. بسیج مرکب از توده های مردم است و ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که توده های مردم در انتخابات و مسائل کلان سیاسی دخالت نکنند.